ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
22
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
او هرگز از خوراكى سير نخورد و از همه مردم در خوراك و پوشش خشن تر بود . عبد الله بن ابى رافع مى گويد : يك روز عيد به حضورش رفتم . انبانى سر به مهر آورد و در آن نان جوين بسيار خشكى بود و همان را خورد . من گفتم : اى امير المومنين ، چرا اين انبان را مهر مى كنى فرمود : بيم آن دارم كه اين دو پسرم چربى يا روغن زيتونى بر آن بمالند . جامههاى او گاه با قطعه پوستى وصله خورده بود و گاه با ليف خرما و كفشهايش از ليف خرما بود . همواره كرباس خشن مى پوشيد و اگر آستين پيراهنش را بلند مى يافت آن را با كارد مى بريد و لبهء آن را نمى دوخت و همواره از ساعدهاى او آويخته بود و چيزى زايد به نظر مى رسيد ، و هر گاه مى خواست با نان خود خورشى بخورد ، اندكى نمك يا سركه بر آن مى افزود و اگر گاه چيز ديگرى بر آن مى افزود ، اندكى از رستنيهاى زمين و گياهان بود و هر گاه مى خواست چيزى بهتر از آن بخورد به اندكى از شير شتر قناعت مى فرمود . گوشت نمى خورد مگر اندكى و مى فرمود : شكمهاى خود را گورستان جانوران قرار مدهيد . و با وجود اين ، از همهء مردم نيرومندتر و قوى پنجهتر بود . گرسنگى از نيروى او نمى كاست و كم خورى ، قواى او را كاهش نمى داد . على ( ع ) است كه دنيا را طلاق داده است و با آنكه اموال از تمام سرزمين هاى اسلامى جز شام به سوى او گسيل مى شد ، همه را بخش و پراكنده مى كرد و سپس اين بيت را مى خواند : « اين چيزى است كه من چيدهام و گزينه آن در آن است و حال آنكه دست هر ميوه چين به سوى دهان اوست . » اما در مورد عبادت بايد گفت كه او عابدترين مردم است و از همگان بيشتر نمازگزار و روزهگير بوده است . مردم چگونگى نماز گزاردن ، نماز شب و خواندن نافله و ادعيه و اوراد را از او آموختهاند و چه گمان مى برى در مورد مردى كه محافظت او بر نماز چنين بود كه فرمان داد در شب هرير براى او